بر آستان حضرت دوست

مطالب علمی و مذهبی

بر آستان حضرت دوست

مطالب علمی و مذهبی

سؤال: نهیِ واقع در واژه ی «لا تَقُولُوا»، مولوی است یا ارشادی؟

جواب: در این رابطه اقوالی موجود است که اجمالاً مطرح می­شود:

الف) عده­ ای می­گویند: نهی مزبور، از باب «سَدِّ ذَرایِع»[1] است.[2] بنابراین، آیه­ ی شریفه در صدد بیان این سخن است که یهودیان لفظِ «رَاعِنا» را وسیله و دستاویزی قرار می­دهند تا با آن به دین اسلام اهانت کنند، خداوند نیز برای بستن راه این قبیل توهین­ ها از نهیِ «لا تَقُولُوا» استفاده نمود.[3]

ب) برخی دیگر می­گویند: آیه­ ی شریفه نسبت به این نکته­ ی مهم صراحت دارد که مسلمانان باید در برنامه‏ هاى خود مراقب رفتار و گفتار خویش باشند؛ یعنی لفظ یا الفاظی را به کار نبرند که بهانه به دست دشمن بدهد و جمعیت مسلمین را تضعیف کند. از این­رو آیه­ ی مورد بحث به آنان امر می­کند هنگام سخن گفتن از کلماتی استفاده ننمایند که قابلیت تحریف دارد و موجبات طعن و مذمت دشمنان را به دنبالِ خود می­ آورد.[4] بنابراین مؤمنین ملزمند در هنگام سخن، الفاظ نیک و پسندیده برای خود اختیار کنند.[5]

ج) علامه جوادی می­ فرماید: حکم کلیِ مستفاد از آیه­ ی مورد بحث این است که هرگز نباید بهانه­ ی دهن‌­کجی و اهانت به دست دشمن داد؛ به همین جهت، آنچه در رهنمود این آیه آمده، از قبیل تمثیل و ذکر نمونه است و هرگز نباید پنداشت که دستوری مقطعی و شخصی بوده و هم­اکنون که آن صحنه و آن پدیده رخت بربسته، تنها تلاوت و ثواب قرائتِ این‌گونه آیات برای مسلمانان عصر حاضر مانده است؛ به عبارت دیگر، حکم و رهنمود آیه­ ی مورد بحث از قبیل تعیین موارد و مصارف زکات نیست، تا قابل تسرّی به غیرِ آن نباشد، بلکه یک ضابطه­ ی کلی است که هرگز تاریخِ امتثالِ آن سپری نخواهد شد و در ردیف آثار جاودانه است.[6]

بنابراین، نهیِ در واژه­ ی «لا تَقُولوا» و نیز امرِ در کلمه­ ی «قُولُوا» به طور قطع باید امتثال شود و- چنان­که پیش از این نیز بیان شد- تاریخِ امتثالِ آن محدود به عصر خاصی نخواهد بود.


[1]. واژه­ی «الذَّرِیَعه» و جمعِ آن «الذَرائِع» به معنای وسیله (طریحی، فخر الدین بن محمد(1380هـ ش)ج‏4، ص328؛ اب‍ن‌ م‍ن‍ظور، م‍ح‍م‍د ب‍ن‌ م‍ک‍رم‌‏(1414هـ ق)ج‏8، ص96؛ فیومی، احمد بن محمد(1414هـ ق)ج‏2، ص208). همچنین گفته شده: «الذَّرِیَعه» و جمعِ آن «ذرایع» به معنای وسیله، دستاویز، دلیل (بستانی، فؤاد افرام(1370هـ ش)متن، ص408).

[2]. ابن عاشور، محمد بن طاهر(1420هـ ق)ج‏1، ص634؛ حقى بروسوی، اسماعیل(1405هـ ق)ج‏1، ص197.

[3]. قرطبی، محمد بن احمد(1364هـ ش)ج۲، ص5۸.

[4]. مکارم شیرازى، ناصر(1421هـ ق)ج‏1، ص325.

[5]. قرطبی، محمد بن احمد(1364هـ ش)ج‏2، ص57.

[6]. جوادی آملی، عبدالله(1385هـ ش)ج6، ص38 و ۳۹.

  • سعید شریف دینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی