بر آستان حضرت دوست

مطالب علمی و مذهبی

بر آستان حضرت دوست

مطالب علمی و مذهبی

«وَ ظَلَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ وَ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَى‏ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ»؛ این بخش از آیه، به گوشه­ ای از نعمات اهدائی- از سوی خدای تعالی- به بنی اسرائیل اشاره دارد که به صورت اجمال در قالب چند بند بیان خواهد شد:

الف) «وَ ظَلَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ»؛ خدای تعالی بعد از آن که جناب موسی علیه السلام و بنی اسرائیل را از دریای نیل عبور داد و آنان از دست فرعونیان خلاصی یافتند، امر نمود که به أرض مقدسه داخل شوند، اما بنی اسرائیل این حکم الهی را نشنیده گرفتند! و در صحرایی باز، بدون سایه و بی­ آب و دانه­ ی به نامِ تیـه گرفتار آمدند، به همین جهت از گرمای شدیدِ آن شکایت کردند، خداوند نیز از بابِ إمتنان ابری را مأمور نمود تا سایه­ بان آنان گشته و به نسیمِ خنک نیز دستور داد که بر آنها بوزد.[1]

«ظِلّ»- به کسر ظاء- به معنای «سایه»[2] و «ستر (پوشش)» است؛[3] «ظلّ الشَّجرة»، به پوششی گفته می­شود که از درخت حاصل بشود. بنابراین، به سیاهی شب، «ظلّ» گفته می­شود چرا که شب را می­پوشاند؛ قرآن کریم نیز در آیه­ ی 45 از سوره­ی فرقان چنین می­فرماید: «أ لَمْ تَرَ إِلى‏ رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ».

«تَضلیل»- از باب تفعیل- یعنی سایبان قرار دادن، آن هم سایبانی که به صورت مستمر و ثابت باشد.[4] و سایبان را بدین جهت که یک نوع پوشش ایجاد می­کند، «ظلّ» گویند.

«الغَمام»- جمع «غمامه»، مثل سحاب که جمع سحابه است[5]- به معنای «ابر» است، چنان­که به پاره­ی ابر نیز غمامه گفته می­شود که ریشه­اش همان پوشانیدن است؛ چرا که ابر، نور خورشید یا آسمان را می­پوشاند. پس، «غم» را «غم» گویند چون شادی و سرور را می­پوشاند.[6]

ب) «وَ أنزَلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَى»؛ قوم بنی اسرائیل در صحرای تیـه گرسنه شدند و خداوند برای آنان دو نوع غذا فرستاد:

1. «مَنّ»: هر آنچه خداوند آن را بدون رنج و زراعت به بنده­اش بدهد، «مَنّ» گفته می­شود. منتهی در بیان مصداقِ این کلمه، چند معنا ذکر شده است، همچون؛ انجیر،[7] ترنجبین (ترنگبین) یا گز،[8] شیره­ی درخت که مانند عسل است، نان، تمام نعمتهایى که خداوند به قوم حضرت موسى نازل کرد،[9] و سایر معانی که در این رابطه وارد شده است.[10]

2. «سَلوی»: برای این واژه نیز چند معنا بیان شده است، از جمله؛ یک نوع پرنده، عسل،[11] مرغ بریان،[12]مرغِ سمانی (بلدر چین)،[13] عسل،[14] و سایر معانی که در این باب وارد شده است.[15]

و اما در رابطه با معنای «أنزَلْنَا»؛ مطالبی بیان شده است: از جمله؛ در عرب چنین گفته­اند: «أنْزَلْتُ فُلاناً: أضَفْتُهُ»،[16] که إنزال مَنّ و سَلوی، در این حالت یعنی؛ بنی اسرائیل را با این دو غذا میهمان کردم. یا این که کلمه­ ی مزبور به معنای خلق و ایجاد باشد، با این بیان که هر کدام از این دو از یک مبدأ عالی صادر شده و قابلیت قرار گرفتن در هر معنای عالی را دارند. چنان­که در آیه­ ی 5 از سوره­ ی حدید نیز چنین فرمود: «وَ أنزَلْنَا الْحَدِیدَ».[17]

ج) «کُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَ‌زَقْنَاکُمْ»؛ واژه­ ی «کُلُوا»- به معنای «خوردن»- محلّاً منصوب است زیرا محکی قول است؛ یعنی «قُلنَا لَهُم، کُلُوا مِن هذا المُباحِ الَّلذیذ»[18]یا؛ «قُلنَا لَهُم- أو؛ لَکُم[19]- کُلُوا مِن ذَلِک الرِّزقِ الطَّیِّب».[20]

در اینکه مقصود از «طیّبات روزی­ها» چیست، دو احتمال وارد شده است:

1. غذای لذیذ و خوشمزه، به بیان دیگر؛ «کُلُوا، مِن لَذیذِ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُم»،[21] و یا؛ «مِن لَذیذِ الرِّزق».[22]

2. غذای حلال[23] و مباح، به بیان دیگر؛ جمله­ ی «رَ‌زَقْنَاکُمْ»، یعنی «أعطَیناکُم وَ جَعَلنَاهُ- أو؛ فَجَعَلناه[24]- رِزقَاً لَکُم».[25]



[1]. شریف لاهیجى، محمد بن على(1373هـ ش)ج‏1، ص53.

[2]. قرشى، سید على اکبر(1371هـ ش)ج‏4، ص268.

[3]. طبرسى، فضل بن حسن‏(1372هـ ش)ج‏3، ص96.

[4]. جوادی آملی، عبدالله(1385هـ ش)ج4، ص527.

[5]. طبرى، ابوجعفر محمد بن جریر(1412هـ ق)ج‏1، ص233.

[6]. جوادی آملی، عبدالله(1385هـ ش)ج4، ص530-528.

[7]. کاشانى، ملا فتح الله‏(1336هـ ش)ج‏1، ص196.

[8]. خسروانى، على رضا(1390هـ ق)ج‏3، ص338؛ حسینى همدانى، سید محمد حسین(1404هـ ق)ج‏1، ص176.

[9]. سید کریمى حسینى، سید عباس(1382هـ ش)ص8؛ طبرسى، فضل بن حسن‏(1372هـ ش)ج‏1، ص243.

[10]. برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: جوادی آملی، عبدالله(1385هـ ش)ج4، ص528.

[11]. سید کریمى حسینى، سید عباس(1382هـ ش)ص8.

[12]. خسروانى، على رضا(1390هـ ق)ج‏3، ص338؛ طیب، سید عبدالحسین(1378هـ ش)ج‏6، ص7.

[13]. کاشانى، ملا فتح الله‏(1336هـ ش)ج‏1، ص195.

[14]. قرطبی، محمد بن احمد(1364هـ ش)ج‏1، ص406.

[15]. جوادی آملی، عبدالله(1385هـ ش)ج4، ص530 و 531.

[16]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد(1412هـ ق)ص801؛ مظهرى، محمد ثناء الله(1412هـ ق)ج‏7، ص156.

[17]. موسوى سبزوارى، سید عبدالأعلى(1409هـ ق)ج‏1، ص250.

[18]. سبزوارى نجفى، محمد بن حبیب الله‏(1419هـ ق)ص14؛ سبزوارى نجفى، محمد بن حبیب الله(1406هـ ق)ج‏1، ص81.

[19]. زحیلى، وهبة بن مصطفى(1418هـ ق)ج‏1، ص167.

[20]. مراغى، احمد بن مصطفى(بی­تا)ج‏1، ص122.

[21]. ابن عجیبه، احمد(1419هـ ق)ج‏1، ص202؛ حسینى شاه عبدالعظیمى، حسین بن احمد(1363هـ ش)ج‏1، ص155.

[22]. قرطبی، محمد بن احمد(1364هـ ش)ج‏11، ص230.

[23]. بدین صورت که آیه­ی مورد بحث، بدل از آیه­ی 168 سوره­ی بقره باشد، چنان­که فرمود: «مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِّباً»: (ر.ک: قرطبی، محمد بن احمد(1364هـ ش)ج‏11، ص230).

[24]. طبرى، ابوجعفر محمد بن جریر(1412هـ ق)ج‏1، ص237.

[25]. طبرسى، فضل بن حسن‏(1372هـ ش)ج‏1، ص243؛ عاملى، على بن حسین‏(1413هـ ق)ص16؛ همچنین، ر.ک: کاشانى، ملا فتح الله (1423هـ ق)ج‏1، ص153.

  • سعید شریف دینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی